أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

48

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ سوره الممتحنة ( 60 ) : آيات 7 تا 8 ] عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللَّهُ قَدِيرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 7 ) لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ( 8 ) چون آيت آمد كه با كافران دوستى مكنيد و اگرچه اقربا و خويشان شما باشند ؛ مؤمنان دشمنى سخت آغاز نهادند با پدران و مادران و خويشان كافر خود و خداى تعالى جدّ و صبر ايشان بديد بر ايشان رحمت كرد و ايشان را وعدهء اسلام آباء و اقرباء و مودّت و دوستى ايشان داد گفت : نزديك است و بس روزگار نباشد كه خداى تعالى ميان شما و ميان آنان كه شما دشمنى كرديد از مشركان مودّتى و الفتى پديد كند و خداى تعالى قادر است و توانا كه دلها را بگرداند از دشمنى با دوستى آورد و كارهاى سخت را آسان گرداند و او آمرزنده و مهربان است بر بندگان خود ، خداى تعالى اين وعده را انجاز كرد و در ميان ايشان الفت انداخت تا از مكّه هجرت ميكردند و ايمان ميآوردند و با يكديگر مخالطت و مناكحت كردند ؛ رسول ( ص ) امّ حبيبه را دختر بو سفيان بزنى كرد و شوهرش عبد اللّه بن جحش بود او با زن خود امّ حبيبه از مكّه با حبشه هجرت كرد و آنجا ترسا شد زن خود را با ترسائى دعوت كرد قبول نكرد او در حبشه بترسائى بمرد ، رسول ( ص ) كس بنجاشى فرستاد و امّ حبيبه را از نجاشى بخواست نجاشى سعيد بن العاص « 1 » را گفت : وى را بپيغمبر ده ؛ او همچنان كرد . نجاشى چهار صد دينار مهر براى رسول ( ص ) بوى داد و با مدينه فرستاد أبو سفيان

--> ( 1 ) - نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « رسول ( ص ) كس فرستاد بنجاشى و او را از نجاشى بخواست نجاشى گفت : كيست كه با اين زن اولىترست ؟ - گفتند : خالدين سعيد - بن العاص ، گفت : او را بپيغمبر ده ، وى همچنان كرد و نجاشى او را چهار صد دينار مهر كرد و مهر با او گسيل كرد » پس معلوم شد كه اطلاق مصنّف ( ره ) نام سعيد را بر خالد از قبيل اطلاق نام پدر است بر پسر ؛ مانند « حسن ميمندى » بر پسرش احمد ، و « حنبل » بر پسرش « احمد » ؛ و نظاير آن كه در آن دوره بسيار شايع بوده است .